تبلیغات
وقتی هستی
 
وقتی هستی
به صلیب صدا مصلوبم ای دوست, تو گمان مبری مغلوبم ای دوست...
 
 



.
.

ما
دو ماهی کنار هم بودیم
که برای به آغوش کشیدن هم
هرگاه
به پهلو دراز می کشیدیم
می مردیم...!






پنجشنبه 17 اسفند 1396

آپلود عکس


Bir tane olmak chok gozal

masala

sen

benim bitanam






یکشنبه 26 خرداد 1392

آپلود عکس






آفتاب را دوست دارم

به خاطر پیراهنت روی طناب رخت!

باران را

اگر که می بارد

بر چترآبی تو

و چون

تو نماز می خوانی

من

 خداپرست شده ام...!!!







یکشنبه 26 خرداد 1392

آپلود عکس




تو هیـــچ نقـطه‌ی ضعفی نداشتی!

من داشتم!

من

 عاشق بودم...!!







یکشنبه 26 خرداد 1392

آپلود عکس





اگر می‌دانستم

این آخرین دقایقی است

 که تو را می‌بینم

به تو می‌گفتم

«دوستت دارم»

و نمی‌پنداشتم

 که تو

خود این را می‌دانی!!

همیشه فردایی نیست

 تا زندگی

فرصت دیگری

 برای جبران این غفلت‌‌ها به ما دهد...!!








یکشنبه 26 خرداد 1392

آپلود عکس





با تو که صحبت می‌کنم

دیگران فکر می‌کنند

دیوانه شده‌ام!!

با خودم حـرف می‌زنم!

حالا مهم نیست

داشـتی می‌گفـتی...؟!!








یکشنبه 26 خرداد 1392

آپلود عکس





از آدم ها گله داری

 درست

 به همان شدت

 که

 حالشان را می پرسی...!!!








یکشنبه 26 خرداد 1392

آپلود عکس




جهان

 از منظره ی چشم های تو

آنگاه که

 خورشید روی پاشنه هایت بلند می شود

و هزار قاصدک

سر به هوا به دست هایت پناه می آورند

 من

 به طور خوشبینانه ای از آغوش تو

هزار شنل نامرئی

 برای روز های تنهایی می سازم ...

بی شک

 کسی که تصور ِ خدا از اندامش شکل گرفته

آنقدر ها در روز مرگی های من

 تاب  ماندن نمی آورد...!!!







یکشنبه 26 خرداد 1392

آپلود عکس



غفلت کرده‌ای مادر !

پشت یک قلب عاشق

فرزندت

 آرام آرام می‌‌میرد...

و تو

 فراموش کردن را

به من نیاموختی

مادر !

از ضربان قلب من بگیر

 این غمِ کشنده را...!!!







شنبه 25 خرداد 1392

آپلود عکس





زندگی چیز مسخره ایست ...!

دلت را بگیر و تا میتوانی بخند

دلت بگیرد و تا میخواهد گریه کند ....

آخرش

 جهان به پای اعتقاداتش پیر خواهد شد


و مقدار  درد ها ثابت است !!

 تنها

از شانه ای به شانه ی دیگر

 منتقل می شود...!!!








شنبه 25 خرداد 1392

آپلود عکس




من

نمک پرورده‌ی زخم‌های از آشنا خورده

آنقـدر با خـرابی ایـن گـریه ساخــته‌ام

که

 هر کنـجِ این خانه

از دسـت دیده‌ام

دریاست...!!!








شنبه 25 خرداد 1392


آپلود عکس







همیشه کسی هست و باز هیچ کس نیست!

دردی هست و دارویی هست و درمانی نیست!

قفسی هست کلیدی هست و رهایی نیست!

تشنه ای هست ابر هست و بارانی نیست!

تنهایی هست دوست هست و عشقی نیست!

من هست و من هست و خلاصی نیست....!!!










پنجشنبه 23 خرداد 1392

آپلود عکس






قرارِ دیدار ما

وقت دلتنگی

 نرسیده به گریه بود...

تو به دلتنگی نرسیدی

و

من از گریه گذشتم...!







پنجشنبه 23 خرداد 1392

آپلود عکس






یک چیز که نیست

  یک جای خالی!

یک عادت از یاد رفته

 یک خاطره بر دل مانده

به یاد ندارم که بود

اما

به یاد دارم که بود

از دل شسته ام خاطرش را

 اما

 تصویری بر دل حک شده بود

دیده بودم که رفت

 اما

 یقین داشتم که هست

یک شهر می گفتند

که مجنون دیوانه است


اما

 مجنون نمی دانست

 دیوانه که هست...!!!







پنجشنبه 23 خرداد 1392

آپلود عکس





چیزی

 شبیه به "معجزه" است!

وقتی‌

هر شب بهِ خیر می‌گذرد

بی‌ آنکـه

 کـسی‌

به تو بگـوید:

"شب بخیر"...!!!







پنجشنبه 23 خرداد 1392

آپلود عکس






شانه‌هایم را بگیر...

وقتی

از عمقِ این روزهای تلخ

تنهایی‌ام را

 بالا می‌آورم...!!!







پنجشنبه 23 خرداد 1392

آپلود عکس






سه شنبه 21 خرداد 1392

آپلود عکس






چه می شود

 تمام سیب ها

برای دستهای تو

انقلاب کنند...؟؟!!









سه شنبه 21 خرداد 1392

آپلود عکس





دلقک هم که باشی

تنها کسی را میخندانی

 که

 قبل از هر چیز آدم حسابش کرده باشی ...!

چه برسد به

حوایی که در این حوالی

با یک دعای باران ساده اش

از تمام شیروانی ها

تا مترسک ها

دریا زده می شوند ...!!







سه شنبه 21 خرداد 1392

آپلود عکس







کدخدا دختری دارد

که

 " کد " را از پدر

و

"بانو " را از مادر به ارث برده!

کدبانویی که

دستش با تمام زنبور ها در یک کاسه است!

وقتی که

خنده هایش گل می کند...!!







سه شنبه 21 خرداد 1392

آپلود عکس






جریحم ...

 از خانه ای که

 بی خنده های یک طرفه ات

به هیچ نگاتیوی نمی ارزد ...!!









سه شنبه 21 خرداد 1392

آپلود عکس




امشب

آسمان خسته بود!

ماه نیامد دیگر

اگر می توانی

تو بیا...!







یکشنبه 19 خرداد 1392

آپلود عکس





چقدر خوردم

حرفی را که

دیگر دلم هم برایش جایی نداشت!!

گذاشتم تمام دنیا

 آرام

روی پاهایم بخوابد ...

و صدای درونم را

در گونی کردم

 که

تکثیر درد هایم

به سلول های سر خوششان سرایت نکند!


بریده ام از اعتبار دادن

به فردایی که نا تنی ترین برادر امروز است

جریح شده ام ...

 شبیه اسلحه ای که

از قاب شدن به دیوار خسته است

می خواهم

 در بروم

گلوله ای که کاری به انصاف ندارد !

خسته ام ...!









یکشنبه 19 خرداد 1392

آپلود عکس




نزدیکت می شوم

بوی دریا می‌‌آید

دور که می شوم

صدای باران!

بگو

تکلیف‌ام با چشم‌هایت چیست؟!

لنگر بیاندازم عاشقی کنم

یا

چتر بردارم و دلبری کنم...؟!







یکشنبه 19 خرداد 1392

آپلود عکس





گیر کرده‌ام

 بین

کودکی که

دارد از در و دیوار رویاهایش بالا می‌رود

و

پیرمردی که از سر بی‌کسی

با عصایش تانگو می‌رقصد ...!

کاش

 با آن پیرمرد کنار می‌آمدم

 تا

 به کودک بگوید :

دیوار زندان

بالا رفتن ندارد...!!!







یکشنبه 19 خرداد 1392
( کل صفحات : 50 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ
در این سطر

یا سطر های بعد

نقطه ای می آید

که پایان تمام حرفهاست...











منوی اصلی
آرشیو مطالب
مطالب اخیر
نویسنده
پیوندهای روزانه
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
جستجو

Upload Music